شهادت جانسور سید وسالار شهیدان ابا عبد الله حسین رو خدمت اقا امام زمان و شما عاشقان ولایت و امامت تسلیت عرض میکنم
صبح زینب عباس داشت حسین داشت قاسم داشت علی اکبر داشت ولی الان....
خدایا به حق امام حسین علیه السلام و یارانش زیارت چهارده معصوم در دنیا و شفاعت قران و چهارده معصوم نسیب ما کن
کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا
چهار حادثه مهم شب عاشورا
1. در شب عاشورا به "محمد بن بشیر حضرمی" یكی از یاران امام حسین علیهالسلام خبر دادند كه فرزندت در سرحدّ ری اسیر شده است. او در پاسخ گفت: ثواب این مصیبت او و خود را از خدای متعال آرزو ميكنم و دوست ندارم فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین علیهالسلام چون سخن او را شنید فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم، برو و در آزاد كردن فرزندت بكوش.
محمد بن بشیر گفت: در حالی كه زنده هستم، طعمه درندگان شوم اگر چنین كنم و از تو جدا شوم.
امام علیهالسلام پنج جامه به او داد كه هزار دینار ارزش داشت و فرمود: پس این لباسها را به فرزندت كه همراه توست بسپار تا در آزادی برادرش مصرف كند.
2. امام حسین علیهالسلام در سخنرانی شب عاشورا خبر از شهادت یاران خود داد و آنان را به پاداش الهی بشارت داد. در این مجلس "قاسم بن الحسن" به امام علیهالسلام عرض كرد: آیا من نیز به شهادت خواهم رسید؟ امام با عطوفت و مهربانی فرمود: فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟ عرض كرد: ای عمو! مرگ در كام من از عسل شیرینتر است. امام علیهالسلام فرمودند: آری تو نیز به شهادت خواهی رسید بعد از آنكه به رنج سختی مبتلا شوی، و همچنین پسرم عبداللّه (كودك شیرخوار) به شهادت خواهد رسید.
قاسم گفت: مگر لشكر دشمن به خیمهها هم حمله ميكنند؟ امام علیهالسلام به ماجرای شهادت عبداللّه اشاره نمودند كه قاسم بن الحسن تاب نیاورد و زارزار گریست و همه بانگ شیون و زاری سر دادند.
3. امام علیهالسلام در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیام، خندقی را پشت خیمهها حفر كنند. حضرت دستور داد به محض حمله دشمن چوبها و خار و خاشاكی كه در خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از پشت سر قطع شود و این تدبیر امام علیهالسلام بسیار سودمند بود.
4. مرحوم شیخ صدوق در كتاب ارزشمند "امالی" نوشته است: شب عاشورا حضرت علياكبر علیهالسلام و 30 نفر از اصحاب به دستور امام علیهالسلام از شریعه فرات آب آوردند. امام علیهالسلام به یاران خود فرمود: برخیزید، غسل كنید و وضو بگیرید كه این آخرین توشه شماست.
و اما روز دهم ( روز عاشورا)
و اینك میدانی دوباره، اینك 72 یار و هزاران دشمن كینهتوزی كه رحم و مروّت را از ازل نیاموختهاند. اینك عاشورا كه هر چه از آن بگوییم كم گفتهایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء علیهالسلام .
سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم رهبری ميكردند و امام معصومی لشكر كم تعداد خود را به بهشت بشارت ميداد... و سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و سرهای بریده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه و...
تا به قتلت عدو شتاب گرفت چرخ را سخت اضطراب گرفت
ریخت خون مقدّست به زمین آسمان زاشك آب گرفت
ابر خون ماه عارضت پوشاند همه گفتند آفتاب گرفت
ناله مصطفی به گوش رسید موج خون زچشم بوتراب گرفت
شد سیه رنگ آسمان از خشم كه زخونت زمین خضاب گرفت
آن تن پاره پاره را دربر گه سكینه گهی رباب گرفت
شست زینب زاشك جسمت را بلكه از چشم خود گلاب گرفت
بر تن پاره پاره داد سلام زآن بریده گلو جواب گرفت
هردم از زخم بيحساب تَنَتْ خم شد و بوسه بيحساب گرفت
روز نهم محرم
ابن سعد به شمر گفت: وای بر تو! خدا خانه ات را خراب كند، چه پیام زشت و ننگینی برای من آوردهای. به خدا قسم! تو عبیداللّه را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم بازداشتی و كار را خراب كردی... .21
2. شمر كه با قصد جنگ وارد كربلا شده بود، از عبیداللّه بن زیاد امان نامهای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیهالسلام گرفته بود كه در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه كرد و ایشان نپذیرفت.
شمر نزدیك خیام امام حسین علیهالسلام آمد و عباس، عبداللّه، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیهالسلام كه مادرشان امالبنین علیهاالسلام بود) را طلبید. آنها بیرون آمدند، شمر گفت: از عبیداللّه برایتان امان گرفتهام. آنها همگی گفتند: خدا تو را و امان تو را لعنت كند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟!22
3. در این روز اعلان جنگ شد كه حضرت عباس علیهالسلام امام علیهالسلام را باخبر كرد. امام حسین علیهالسلام فرمود: ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس كه چه قصدی دارند؟
حضرت عباس علیهالسلام رفت و خبر آورد كه اینان ميگویند: یا حكم امیر را بپذیرید یا آماده جنگ شوید.
امام حسین علیهالسلام به عباس فرمودند: اگر ميتوانی آنها را متقاعد كن كه جنگ را تا فردا به تأخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز كنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال ميداند كه من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.23
حضرت عباس علیهالسلام نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست. عمر بن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت، سرانجام از لشكریان خود پرسید كه چه باید كرد؟ "عمرو بن حجاج" گفت: سبحان اللّه! اگر اهل دیلم و كفار از تو چنین تقاضایی ميكردند سزاوار بود كه با آنها موافقت كنی.
عاقبت فرستاده عمر بن سعد

فرداعاشوراست. هفتاد و دو کبوتر عاشق به وصال معشوق رسيدند. هفتاد و دو انسان آزاده با لب تشنه به خاک و خون افتادند و سرهايشان به نيزه شد تا نامشان در تاريخ جاودانه شود و فرياد مظلوميت و آزادگي قيام حسين بن علي(ع) به گوش تمام عالميان برسد. سر عزيز فاطمه(س) را از قفا بريدند، تا همگان درس آزادگي و شهادت را از حسين(ع) بياموزند. ساقي تشنه لب آب را تا مقابل صورت آورد ولي به لبها نرساند، دستانش را بريدند اما مشک را به دندان گرفت، تا همگان درس وفاداري و غيرت را از عباس بن علي(ع) بياموزند. جوانان و نور چشمان آل پيامبر(ص) را در اوج مظلوميت به شهادت رساندند، تا همگان درس فداکاري و شجاعت را از علي اکبر و قاسم و... بياموزند. خيمه ها را به آتش کشيدند، زنان و دختران داغدار را تازيانه بر بدن و سيلي به صورت زدند و چادر از سرشان کشيدند، تا همگان درس صبر و بردباري را از زينب(س) بياموزند. فردا زمين و زمان عزادار مصيبت فرزند زهرا(س) است. آدميان و ملائک از خاک تا افلاک در سوگ شهادت حسين(ع) و ياران باوفايش جامه سياه به تن کردند و اشک ماتم ريختند. فردا آسمان هم بر غربت و مظلوميت حسين(ع) و اهل بيت پيامبر(ص) میگرید.


محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است!
ماه عشق و شور و فریاد است!
ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است
سلام بر حسین (ع)

فرا رسیدن ایام محرم و شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفایش
رابه محضر مقدس امام عصر(عج)وتمامی شیعیان جهان تسلیت وتعذیت عرض مینمایم
خون حسین علیه السلام و چشم دشمن :

ابن ریاح روایت میکند که مرد نابینایی راکه روز شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا حاضر شده بود دیدم ... کسی علت نابینایی اورا سوال کرد .جواب داد :
ماده نفر رفیق بودیم که برای کشتن حسین (ع)به کربلا رفتیم.ولی من شمشیر و تیر و نیزه به کار نبردم .چون حسین (ع)کشته شد به خانه خود بازگشتم و نماز عشا خواندم و به خواب رفتم . در عالم خواب شخصی نزد من آمد و گفت:" رسول خدا (ص) تو را میخواند . برخیز و اجابت کن ."
گفتم : "مرا با رسول خدا چه کار است؟"
آن شخص در عالم خواب گریبان مرا گرفت و کشان کشان نزد رسول خدابرد
دیدم پیغمر اکرم در بیایانی نشسته و آستینهای خود را بالا زده و حربه ای در دست گرفته و فرشته ای برابر او ایستاده و در دست او نیز حربه ای ایست از آتش . نه نفر از دوستان مرا کشت و به هر کدام که ضربه میزد سر تاپای آنها از آتش فرا میگرفت و میسوزانید .
من نزدیک رسول خدا-ص- رفتم و مقابل او زانو برزمین زدم و گفتم :" السلام علیک یا رسول الله " ولی آن حضرت جواب نفرمود و مدت زیادی مکث کرد . پس از آن سر خود را بلند نمود و فرمود:
"ای دشمن خدا !!! هتک حرمت مرا نمودی و عترت مرا کشتی و حق مرا رعایت نکردی....!!!"
گفتم : یا رسول خدا به خدا قسم من در کشتن فرزندانت نه شمشیر زدم و نه نیزه به کار بردم و نه تیری انداختم.
فرمود :" راست گفتی ولی سیاهی لشکرکشندگان حسین علیه السلام را زیاد کردی ...نزدیک من بیا"
من نزدیک آن حضرت رفتم دیدم تشتی پر از خون نزد اوست . به من فرمود "این خون فرزندم حسین است " پس از آن خون به چشم من کشید . چون بیدار شدم تا کنون چیزی را نمی بینم .
خون حسین علیه السلام و چشم دشمن :

ابن ریاح روایت میکند که مرد نابینایی راکه روز شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا حاضر شده بود دیدم ... کسی علت نابینایی اورا سوال کرد .جواب داد :
ماده نفر رفیق بودیم که برای کشتن حسین (ع)به کربلا رفتیم.ولی من شمشیر و تیر و نیزه به کار نبردم .چون حسین (ع)کشته شد به خانه خود بازگشتم و نماز عشا خواندم و به خواب رفتم . در عالم خواب شخصی نزد من آمد و گفت:" رسول خدا (ص) تو را میخواند . برخیز و اجابت کن ."
گفتم : "مرا با رسول خدا چه کار است؟"
آن شخص در عالم خواب گریبان مرا گرفت و کشان کشان نزد رسول خدابرد
دیدم پیغمر اکرم در بیایانی نشسته و آستینهای خود را بالا زده و حربه ای در دست گرفته و فرشته ای برابر او ایستاده و در دست او نیز حربه ای ایست از آتش . نه نفر از دوستان مرا کشت و به هر کدام که ضربه میزد سر تاپای آنها از آتش فرا میگرفت و میسوزانید .
من نزدیک رسول خدا-ص- رفتم و مقابل او زانو برزمین زدم و گفتم :" السلام علیک یا رسول الله " ولی آن حضرت جواب نفرمود و مدت زیادی مکث کرد . پس از آن سر خود را بلند نمود و فرمود:
"ای دشمن خدا !!! هتک حرمت مرا نمودی و عترت مرا کشتی و حق مرا رعایت نکردی....!!!"
گفتم : یا رسول خدا به خدا قسم من در کشتن فرزندانت نه شمشیر زدم و نه نیزه به کار بردم و نه تیری انداختم.
فرمود :" راست گفتی ولی سیاهی لشکرکشندگان حسین علیه السلام را زیاد کردی ...نزدیک من بیا"
من نزدیک آن حضرت رفتم دیدم تشتی پر از خون نزد اوست . به من فرمود "این خون فرزندم حسین است " پس از آن خون به چشم من کشید . چون بیدار شدم تا کنون چیزی را نمی بینم .

مرحوم عالم شیخ حسین بن شیخ مشکور میگوید در عالم رویا دیدم در حرم مطهر حضرت سید الشهدا علیه السلام مشرف شدم و یک نفر جوان عرب وارد حرم شد و با لبخند به آن حضرت سلام کرد و حضرت هم با لبخند جواب سلامش را دادند.
فردا شب که شب جمعه بود به حرم مطهر مشرف شدم و در گوشه ای از حرم توقف نمودم . ناگهان همان جوان عرب که در خواب دیده بودم وارد حرم شد و چون مقابل ضریح مقدس رسید با لبخند به آن حضرت سلام کرد. ولی حضرت سید الشهدا علیه السلام را ندیدم و مراقب آن عرب بودم تا از حرم خارج شد .به دنبال او رفتم و علت لبخند زدنش با امام حسین علیه السلام را پرسیدم .خواب خود را برایش تعریف کردم و گفتم : چه کرده ای که امام علیه السلام با لبخند به تو جواب میدهد؟
او گفت : پدر و مادرم پیرند و ما در چند فرسخی کربلا زندگی میکنیم . شبهای جمعه که برای زیارت می آمدم یک هفته پدرم را سوار بر حیوان کرده و می آوردم و هفته ی دیگر مادرم را می آوردم . تا اینکه شب جمعه ای که نوبت پدرم بود چون او را سوار کردم مادرم گریه کرد و گفت مرا هم باید ببری شاید هفته ی دیگر زنده نباشم .
گفتم : مادر باران میبارد . و هوا سرد شده مشکل است . نپذیرفت و ناچار پدر را سوار کردم و مادر را به دوش کشیدم و با زحمت بسیار آنها را به حرم رسانیدم . ""چون در آن حالت با پدر و مادر وارد حرم شدم حضرت سید الشهدا علیه السلام را دیدم و سلام کردم . آن بزرگوار به رویم لبخند زدند و جوابم را دادند و از آن وقت تا به حال هر شب جمعه که مشرف میشوم حضرت را میبینم و با تبسم جوابم را میدهد .""
صلی الله علیک یا مولای یا اباعبدالله الحسین علیه السلام
صلی الله علیک یا ثار الله یا حسین فاطمه
![]()
دراین کاروان رقیه نامی است وای خدا

۷۸۶
اربابمان ، امام حسین (ع) در سال ۴ هجری قمری
درمدینه منوره قدم بر چشم ما نهادند و به دنیا آمدند
ایشان ، نوه حضرت محمد رسول الله (ص)
پسر امیر المومنین علی عالی اعلاء (ع)
پسر حضرت فاطمه زهرا (س)
برادر امام حسن (ع)
و برادر حضرت ابوالفضل العباس (ع)
هستند که احدی در طول خلقت چنین نسبی ندارد
از جمله القاب ایشان :
ثارالله
غیاث المستغیثین
اباعبدالله
سیدالشهداء
السلام علیک یااباعبدالله الحسین(ع)
چند روزیست که استفاده از تصاویر ( عکس ، پرتره ، تمثال .... ) آل نبی
ممنوع شده که جای بسی خرسندیست ولی توجه داشته باشیم چون این
تصاویر منتسب به ایشان میباشد ، دارای قداست است و بی حرمتی
به تصاویر صحیح نیست و فقط نباید استفاده شود و در دید عام قرار نگیرد
و مخدوش کردن آن بی حرمتی به ایشان است
یکی از شهدای کربلا ، عبدالله بن الحسن است، وقتی پدر بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع) شهید شد ، عبدالله تازه به دنیا آمده بود. ابی عبدالله برای او هم عمو بود و هم پدر . روز عاشورا ، ابی عبدالله ، عبدالله را به خواهر بزرگوارش زینب سپرد عبدالله مرتب تلاش می کرد که خودش را به میدان معرکه برساند ولی عمه اش زینب مانع می شد.
اما یک مرتبه عبدالله خودش را از دست زینب رها کرد و گفت: قسم به خدا از عمویم جدا نمی شوم. آمد خودش را به دامن عموی بزرگوارش انداخت، ابی عبدالله او را در آغوش گرفت . در همین لحظات بود یکی از دشمنان آمد ضربتی به امام حسین بزند تا شمشیر بلند کرد عبدالله دست خودش را سپر قرار داد در نتیجه پس از فرود آمدن شمشیر دستش به پوست آویخته شد در این مقطع فریاد زد : یا عماه! یا عمو جان! دیدی با من چه کردند.* ابی عبدالله برادرزاده اش را در آغوش گرفت فرمود: عزیزم صبر کن به زودی به جدت و پدر و عموهایت ملحق می شوی . هنوز دلجویی امام تمام نشده بود که حرمله ملعون گلوی نازکش را هدف تیر خود قرار داد و در آ؛وش عمو به شهادت رسید.**


یا زینب مددی تا بمیرم نباشم غم تو را ببینم

ثاقی لب تشنگان جانم ابو الفضل

" لحظه ی وداع سکینه با امام حسین علیه السلام "
هنگامی که امام حسین علیه السلام تمامی یاران خود را از دست داد با اهل بیت خویش وداع کرد قصد عزیمت به میدان را گرفت و به سوی خیمه ها رفت و از خانواده ی خویش خداحافظی کرد و در این هنگام ناگهان صدای شیون کودکی را شنید که با ناله به طرف وی میرفت / او سکینه بود که به امام حسین گفت : پدر آیا برای مرگ تسلیم شده ای ؟ امام حسین علیه السلام فرمود چگونه تسلیم نشوم در حالی که دیگر هیچ یار و یاوری ندارم . بعد از فوت امام حسین علیه السلام بدترین شرایط برای یتیمان امام حسین علیه السلام همچون رقیه و سکینه بود . شعر زیر زبان حال رقیه ی امام حسین علیه السلام را بیان میکند :
تو خرابه تك و تنها............... دختري شبيه زهرا................توي چشماش پر اشكو
روي پاهاش سر بابا.............زير لبهاش گله داره ...............گله از قافله داره
دست لرزون ، سر پر خون..............كف پاش آبله داره......بس كه زلفاش پريشونه
لابه لاش مي شكنه شونه.........محرماش بگن رو موهاش.....گل سر يا لخته خونه؟
چي ميگه من نمي دونم..........شايد از لباش بخونم.......آره انگار كه مي خونه:
بابا جون كو عمو جونم............... بابا جونم ، بابا جونم.........نمي دونم ، نمي دونم
كه بيام با تو يا اينكه................پيش عمه جون بمونم............شب غم مونده به يادم
كه من از ناقه فتادم.............دشمنو ديدم و گفتم ............عمو جون برس به دادم
ديگه از كف رفته چاره.................لباسم پاره ي پاره .......دختري مي گفت به باباش
بابا! اين، بابا نداره ..................................................................بابا! این بابا نداره ...
صلوات سه چیز را از بین می برد:
۱.نفاق
۲.تکبر
۳.بخل
پس ای دوست من بسیار صلوات بفرست
روزی شخصی کنار خانه خدا نشسته بود دیدند مدام صلوات می فرستد از او
پرسیدند چرا مدام صلوات میفرستی گفت:
پدرم از دنیا رفت شب بر سر جنازه او رفتم دیدم سر او به سر یک خوک تبدیل شده
خجالت کشیدم از این که فردا مردم او را این گونه ببینند به حضرت محمد (ص)توسل کردم
دیدم شخصی نورانی امد دستی بر سر پدرم کشید وسر پدرم برگشت به حالت اولیه
فهمیدم که ان شخص حضرت محمد است
حضرت به من گفت پدرت فردی ربا خوار بود اوتنها حسنی که داشت زیاد بر من و ال من صلوات
می فرستاد پس من هم بعد از دیدن این ماجرا زیاد صلوات می فرستم.
محرم بر شما حسین دوستان تسلیت باد
برای دیدن پخش زنده از حرم امام حسین علیه السلام و عرض ادب به سالار شهیدان از راه دور بر روی لینک زیر کلیک کنید :
پخش زنده حرم مطهر امام حسین علیه السلام
السلام علی الحسین
و علی علی ابن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
سلام بر حسین / سلام بر تشنه لبی که در صحرای کربلا بی یار و یاور ماند . سلام بر آن بدن مجروح .سلام بر یتیمانش . سلام بر خواهر قد خمیده اش . سلام بر سجاد بیمارش وسلام بر همه ی شجاعان و قهرمانان کربلا ...
محرمی دیگر در راه است ... کمتر از دوماه به رسیدنش نمانده محرمی دگر میرسد و وقایع کربلا را زنده میکند .
وبلاگ تشنه لب کربلا به یاد صاحب نامش در ماه محرم به روز خواهد شد همراه با مطالبی غم انگیز اما واقعی از یتیمان حسین علیه السلام ...
پیشاپیش فرارسیدن ماه محرم تسلیت باد ...
یا حسین زهرا
سلام بر لبان تشنه ات یا حسین محرمی دیگر از راه میرسد / ماه سوگ و غم / در همه جای شهرمان پرچم های سیاه به چشم میخورد / نوحه ی باز این چه شورش است که در خلق عالم است تکرار میشود / تاسو عا و عاشورا بار دگر و هر بار سوزناک تر از بار قبل تکرار میشود / قلب ها میشکند / اشکها سرازیر میشود /
این همه اشک - گریه - روضه - مرثیه - برای کدامین انسان است؟ صدای طبل ها ودسته های سینه زنی میاید / این سینه زدن ها برای کیست ؟ پاسخ این سوالات و دگر سوالات تنها یک جمله است / این همه اشک - گریه -روضه -مرثیه / صدای طبل و دسته ی سینه زنی مربوط به حماسه های هفتاد و دوتن است و در راس آنها برای بزرگ مردی تشنه لب است / بزرگ مردی که جدش رسول خدا او را بر دوش خود قرار میداد و مردمان بد زمانه او را روی خاک گرم کربلا و تشنه لب قرار دادند . جان همه ی ما به قربانت ای تشنه لب کربلا
سلام برلبان تشنه ات یا حسین
عالم همه قطره اند و دریاست حسین
خوبان همه بنده اند و مولاست حسین ![]()
ترسم که شفاعت کند آن قاتل خویش ![]()
از بس که کرم دارد و آقاست حسین ![]()
برادر یعنی عباس ![]()

پس از آنکه امام سجاد علیه السلام بدن شریف پدر گرامیشان را تدفین نمودند از بنی اسد پرسید : آیا هنوز بدنی باقی مانده ؟گفتند آری در کنار علقمه تن و پیکر رشیدی قهرمان قرار دارد . هر چه خواستیم آن بدن را از جای حرکت دهیم ممکن نشد زیرا در اثر قطعه قطعه بودن بدن هر قطعه ای برمیداشتیم قطعه دیگری روی زمین میماند . حضرت فرمود بیایید از آن بدن هم دیدن کنیم امام علیه السلام تا نگاهش بر آن پیکر افتاد گریه کنان خود را بر آن بدن انداخت و فرمود :
"ای قمر بنی هاشم بعد از تو خاک بر سر دنیا و زندگانی دنیا "

دل کجا دارد به جز میخانه ی عشق حسین![]()
عاشقی کن تا شوی دیوانه ی عشق حسین![]()
ساقی از خمخانه ی عشق حسینم می بده![]()
مست عشقم باده سرشار و پیا پی بده![]()
تا شبی در جمع سر مستان وی مستی کنم![]()
فخر بر عالم فروشم ناز بر هستی کنم![]()
دل حسین بن علی دلبر حسین بن علی![]()
می حسین بن علی ساغر حسین بن علی![]()
بی خودم کن تا شبی بیغش می بیغش زنم![]()
مست و گردم بر سر و سامان خود آتش زنم![]()
یا رب امشب از شراب گریه بنیادم ببر![]()
هر چه از رخسار معشوق است از یادم ببر![]()
مست و گردم مست مست مست مست مست مست![]()
از شراب ناب ناب ناب ناب ناب ناب![]()
ساقی و میخانه و پیمانه باشد دین من![]()
اشتیاق دیدن ساقی بود آیین من![]()
جان من جانان من عشق و ایمانم حسین![]()
درده بی درمانم عشق است و درمانم حسین![]()
دین من دنیای من امروز و عقبایم حسین![]()
یار امروزم حسین دلدار فردایم حسین![]()
ساقیا صبح است و می را تازه کن![]()
یاد از آن یار پر از آوازه کن![]()
عشق و یعنی عشق و یعنی عشق و یعنی ![]()
عشق و یعنی عشق و یعنی آبرو یعنی شرف![]()
تا ابد تسلیم سلطان نجف![]()
عشق و یعنی عشق و یعنی یاد رویش در نماز![]()
شهره ی تکبیر اما سرفراز![]()
عشق و یعنی عشق و یعنی روز و شب در زمزمه![]()
بردن نام قشنگ فاطمه![]()
عشق و یعنی عشق و یعنی عشق و یعنی عشق ![]()
و یعنی چشم و ابروی حسین![]()
سر نهادن رو زانوی حسین![]()
عشق و یعنی عشق و یعنی عشق ویعنی ![]()
عشق و یعنی خون دل در پای یار![]()
عشق و یعنی بوسه بر دست نگار![]()
عشق و یعنی عشق و یعنی ![]()
عشق و یعنی عشق و یعنی لا فتا الا علی![]()
نفی هستی از همه الا علی![]()
عشق باز اول عالم خداست![]()
اولین معشوق حق مولای ماست![]()
هر دو عالم یک طرف یک موی زینب یک طرف![]()
باز و سنگین تر شود آن دل که مال زینب است![]()
عفت و عصمت ز بعد فاطمه ![]()
این معانی را به زینب داده است![]()
در گذرگاه شقایق های سرخ ![]()
باغبانی را به زینب داده است ![]()
قهرمانان قیام کربلا ![]()
قهرمانی را به زینب داده است![]()
بر فراز تل میدان نبرد ![]()
دیده بانی را به زینب داده است![]()
کاش می گشتم سگ دربار او ![]()
نه فلک حیران شده از کار او![]()
کار او در هر دو عالم دلبریست ![]()
در مقام اولین و آخرین![]()
تا نفس در سینه روز و شب بود ![]()
دم حسین و بازدم زینب بود![]()
حق پرستان را هوایی می کند ![]()
می پرستان را خدایی می کند![]()
نام او بر تاج مهدی منجلیست ![]()
در مقامش بس که آقایش علیست![]()
بیرق خون خواه شاه کربلا این مطلب است ![]()
اهل عالم هوش باشید این سپاه زینب است![]()
چون صلاه تعلیم عالم می نمود ![]()
رکن اول قبله و سر قبله گاه زینب است![]()
سر در دارالشفاسینده یازیوپ دور یا حسین ![]()
نسخه ورسه ابتداسینده یازوپدور یا حسین![]()
هر کجا هر کسی دیدم که در تاب و تب است![]()
از غم و از غصه های زینب است![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

سلام به شما عزیزان. ممنون از نظراتتون.
ممنون از این که همراهیم می کنیدو هر کی اومده اینجا نظر داده
لینکش می کنم. و خواهشمندم که لینکم کنه.
این نوحه رو که خوندید واسه محرم 81 شب 5 سید جواد ذاکره.
می خواستم لینک دانلود نوحه رو به طور کامل بذارم.
ولی پیش خودم گفتم بپرسم ببینم کسی می خواد تحویل بگیره یا نه؟
اگه این نوحه رو می خواهید حتما تو نظرات بیان کنید.
نظرتون جواب این سوالم باشه. در ضمن اسم وب هاتون رو بنویسید
تا بیام استفاده کنم.
یا علی ![]()


